مقدمه
ما انسانها تنها موجوداتی هستیم که از خود میپرسیم:
«من چرا اینجا هستم؟»
این پرسش، هم میتواند ما را به افسردگی بکشاند و هم به روشنایی و رشد. روانشناسان و پژوهشگران بسیاری تلاش کردهاند که این پرسش بنیادین را در قالب مدلهای علمی بررسی کنند. در این نوشته به سه مدل معتبر علمی میپردازیم که به ما کمک میکنند معنای زندگی را بفهمیم، بسازیم و در آن عمیقتر شویم.
مدل اول: مثلث معنای زندگی از دیدگاه پل وانگ
دکتر پل وانگ، روانشناس کانادایی-چینی، بنیانگذار «روانشناسی مثبت دوم» است. برخلاف جریان اصلی روانشناسی مثبت که تمرکزش بر شادی و هیجانهای مثبت است، وانگ میگوید معنا حتی در دل رنج هم یافت میشود. او معتقد است که معنا فقط یک حس مبهم یا شاعرانه نیست، بلکه ساختاری دارد.
سه مؤلفهی اصلی معنا در مدل وانگ:
۱- هدف (Purpose):
داشتن هدف به زندگی جهت میدهد. هدف میتواند بلندمدت (مثل کمک به بهبود زندگی دیگران) یا کوتاهمدت (مثل تمامکردن یک پروژه) باشد. بدون هدف، احساس پوچی بهسرعت ما را فرامیگیرد.
۲- فهم یا انسجام (Comprehension/Coherence):
توانایی درک منطق پشت اتفاقات زندگی. یعنی باور داشته باشیم که زندگی ما بیربط و تصادفی نیست. حتی اگر همهچیز خوب پیش نرود، درک کنیم که این سختیها بخشی از کل معنادار زندگیاند.
۳- ارزشها (Values):
معنا زمانی عمیقتر میشود که کارهایمان با ارزشهایمان همسو باشد. اگر در کاری موفق باشیم اما احساس کنیم برخلاف ارزشهای درونیمان عمل کردهایم، معنا تهی میشود.
این مدل بهویژه در مواجهه با چالشها مفید است:
مثلاً در سوگ، بیماری یا بحرانهای وجودی، این مدل کمک میکند که معنای شخصیتری از رنج استخراج کنیم.
مدل دوم: مدل دوگانهی معنا از دیدگاه مایکل استگر
دکتر مایکل استگر، استاد دانشگاه کلرادو، یکی از برجستهترین پژوهشگران در زمینهی «معنا در زندگی» است. او پرسشنامههایی را توسعه داده که به ما کمک میکنند میزان حضور معنا در زندگیمان را اندازه بگیریم.
دو مؤلفهی اصلی در مدل استگر:
داشتن معنا (Presence of Meaning):
این یعنی تا چه حد در حال حاضر احساس میکنید زندگیتان معنادار است.
این تجربه، احساس رضایت، پیوستگی و ارتباط با چیزی بزرگتر از خود را در بر میگیرد.
جستوجوی معنا (Search for Meaning):
یعنی تا چه حد در حال تلاش برای یافتن معنا هستید. برخلاف تصور، جستوجوی معنا نشانهی سردرگمی نیست، بلکه میتواند علامت رشد فردی و انگیزه درونی باشد.
مدل سوم: مدل PERMA از مارتین سلیگمن
مارتین سلیگمن، استاد روانشناسی دانشگاه پنسیلوانیا، بنیانگذار روانشناسی مثبت است. او در مدل PERMA، ۵ عنصر کلیدی برای شکوفایی (Flourishing) را معرفی میکند.
پنج عنصر مدل PERMA:
P – هیجانات مثبت (Positive Emotions):
تجربه شادی، قدردانی، آرامش و امید، به ما انرژی میدهد تا معنای زندگی را حس کنیم.
E – درگیرشدن (Engagement):
غرق شدن در فعالیتهایی که زمان را از یادمان میبرند (مثل موسیقی، یادگیری، ورزش یا خلق کردن).
R – روابط مثبت (Relationships):
کیفیت روابط نزدیک، یکی از قویترین منابع معنا در زندگی ماست.
M – معنا (Meaning):
حس ارتباط با چیزی بزرگتر از خود. این میتواند خانواده، جامعه، خدا، طبیعت یا یک هدف بلندمدت باشد.
A – دستاورد (Accomplishment):
تجربه رشد، پیشرفت و موفقیتهای کوچک یا بزرگ، به ما حس مفید بودن میدهد.
معنای زندگی در این مدل:
سلیگمن معنا را به عنوان یکی از پنج ستون زندگی خوب میبیند. او میگوید اگر فقط به دنبال شادی باشیم، دیر یا زود خسته میشویم. اما اگر در مسیری معنادار باشیم، حتی رنج هم میتواند قابلتحمل شود.
نتیجهگیری:
معنا چیزی نیست که پیدایش کنیم، باید بسازیمش
در هر سه مدل، یک نکته مشترک است: معنای زندگی یک کشف لحظهای یا راز مگو نیست. بلکه فرایندی شخصی، پویا و قابل ساختن است. این معنا ممکن است در طول عمر تغییر کند، عوض شود یا عمیقتر شود. و مهمتر از همه، معنا یک چیز فردی است. چیزی که برای من معنادار است، ممکن است برای تو نباشد، و این کاملاً طبیعیست.
منابع:
- روانشناسی معنای زندگی: جستوجو برای معنا حتی در دل رنج | پل تی. پی. وانگ
- پرسشنامه معنا در زندگی (MLQ)، دانشگاه کلرادو | مایکل اف. استگر
- شکوفایی (Flourish): بینش جدیدی از خوشبختی و کامیابی. ترجمه: یحیی سیدمحمدی | مارتین سلیگمن.
- انسان در جستوجوی معنا (با نگاهی به آثار ویکتور فرانکل و رواندرمانی اگزیستانسیال) | اروین یالوم.
- روانشناسی مثبت: علم سعادت انسانی. انتشارات آکسفورد. | نواکس رابرت